سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

296

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

برداشته به خانه اش رسانيدند ، بعد از افاقه از آن حال ، أبو ذر پيش عثمان آمد وگفت كه : مذهب من همين است كه انفاق كل مال را واجب مىشناسم ومردم شام وحالا مردم مدينه گرداگرد من جمع مىشوند ومىخواهند كه مرا ديوانه ومسخره سازند ، در حق من صلاح چيست ؟ عثمان فرمود كه : في الواقع چنين است كه مردم بر تو جمع ‹ 96 › مىشوند وانبوه مىكنند ، اگر تو را به خاطر آيد از مجامع مردم كناره گير ودر قصبه [ اى ] از قصبات نواحي مدينه أقامت نما . أبو ذر از آن باز در قصبه ربذه - كه بر سه مرحله از مدينه است - رخت أقامت انداخت ، وبعدِ چندى براي زيارة مسجد نبوي وملاقات عثمان مىآمد ، ودر اين حالات هرگز شكايت عثمان از وى منقول نشده ، بلكه كمال أطاعت وانقياد به وى داشت ، دليل واضح بر اين آنكه : جميع مورخين نوشته‌اند كه : چون در قصبه ربذه رسيد ، عامل آن قصبه از طرف عثمان غلامي بود از غلامان عثمان كه امامت نماز پنجگانه در مسجد جامع مىكرد ، وقت نماز آن غلام أبو ذر را تقديم كرد وگفت : تو أفضل وبهتر از منى بايد كه امام شوى . أبو ذر گفت كه : تو نائب عثمانى وعثمان بهتر از من است ، ونائب شخص در حكم آن شخص است ، لازم همين است كه تو امام باشى . آخر آن غلام را امام كرد وعقب أو نماز گزارد . وقصه أبو ذر اين است كه به تحرير آمد ، واين فرقه - از راه بغض وعنادى كه دارند - تحريف قصه‌هاى واقع مىنمايند وسر يك قصه را با دُم قصه ديگر مىبندند واز آن تمثالى خيالي وصنمي موهوم ، از روح تحقق و